هانی در مسافرت به شهرکرد
من و مامان و بابایی تصمیم گرفتیم بریم شهرکرد شیراز توقف کردیم واسه نهار و من حسابی گرسنم شده بود خوراک جوجه خیلی دوست دارم ببینید چه حسی گرفتم با بوش اینم بستنی خوشمزه توی مسیر سپیدان بعد از یک نهار مفصصل خواب میچسبه رسیدیم شهرکرد و با عمو نورالله (دوست بابایی ) رفتیم یه جای قشنگ به اسم کوهرنگ من و عمو سجاد من و بابایی مهربونم من و بابایی با عمو نورالله و عمو سجاد (دوستایه بابایی) نون خوشمزه از نان های محلی کوهرنگ کوهرنگ عالی بود فقط سایه نبود ما بشینیم همه جاشو گرفته بودن واسه همین تصمیم گرفتیم بریم دیمه داشتیم میرفتیم کنار این...
نویسنده :
از زبان هاني
11:31





